گاهی فکر می کنم سکوت زیباترین پیوند انسانی است
با زندگی،...زیرا تنها در سکوت از حقیقت ساده ای
که بازتاب سپیدی سکوت است آگاه می شویم.
حقیقت ساده ی فریب خود،
در این سیاره ی نا ممکن،.....
گاهی فکر می کنم صدا بازتاب من است
نه حقیقت افکارم،..
یک میزان سکوت
یک میزان صدا،....
روانکاو به صدا نیازمند است
به صداهای بیرونی
هنرمند به صداهایی که در هر میزان در خود او
تغییرمی کنند،....
زمان را بیهوده سپری می کنم
زیرا در دامنه ای کوتاه ایستاده ام
مدتهاست از کلاویه ها دورم،
گویی با زبان آنها بیگانه مانده ام،......
با دهان بسته سخن می گویم،
با دهانی بی کلمه،.............
ترس تمام بودن تو را انکار می کند
و گاهی سکوت تو تنها در نداشتن فردیت تو خلاصه می شود
و گاهی سکوت تو شرط دانستن تو است
و گاهی پنهان شدن تو در نا آگاهی
دستهایم را بر اندام کلاویه ها می کشم
تنها به این زبان می توانم سخن بگویم
با این زبان آشنا،....
از زبان کلاسیک تا زبان موسیقی راک که
که امروز با من آشنا تر است،
این زبان خشمگین و معترض،....
با دهان بسته سخن می گویم
با دستهایم....
دلم گرفته استبه ایوان می روم و انگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشمچراغ های رابطه تاریکندکسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کردکسی مرا به مهمانی گنجشک ها نخواهد بردپرواز را به خاطر بسپارپرنده مردنی است =========آنقدر رشد خواهم کرد..که پرندگان در ارزوی نشستن بر شاخه هایم به کلاس پرواز روند..
www.ghariibane.blogfa.com